وی پی ان نخستین معلم دیجیتال کودکان؟
الهه جعفرزاده: نتایج تازه افکارسنجی در رابطه با زیست خردسالان و نوجوانان در فضای مجازی، تصویری نگران کننده از الگوی حضور نسل جدید در اینترنت ارایه می دهد؛ تصویری که در آن نزدیک به یک چهارم کاربران ۶ تا ۱۵ ساله برای دسترسی به فضای آنلاین از فیلترشکن استفاده می نمایند. عددی که شاید در نگاه نخست فقط یک شاخص فناورانه به نظر برسد، اما بگفته کارشناسان حوزه کودک، ابعاد آن خیلی فراتر از یک ابزار دیجیتال است و می تواند دستاوردهای تربیتی، روانی، اجتماعی و حتی حقوقی گسترده ای بهمراه داشته باشد.
محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین الملل کودکان، اعتقاد دارد مسئله فیلترشکن برای خردسالان فقط موضوع دسترسی به اینترنت نیست، بلکه به نحوه جامعه پذیری نسل آینده، امنیت روانی و دیجیتال آنان و مسئولیت نهادهای مختلف در قبال حقوق کودک گره خورده است.
او در گفت و گو با خبرآنلاین از «عادی شدن ناامنی»، تضعیف سواد رسانه ای و تشکیل نسلی سخن می گوید که بخش مهمی از هویت خویش را در محیط هایی می سازد که هیچ مسئولیتی در قبال رشد و سلامت او بر عهده ندارند.
متن کامل این گفت و گو را در ادامه می خوانید:
چند درصد از کاربران کودک و نوجوان در فضای مجازی از فیلترشکن استفاده می کنند؟
بر اساس نتایج تازه افکارسنجی در رابطه با زیست خردسالان و نوجوانان در فضای مجازی، حدود ۲۳ درصد از کاربران ۶ تا ۱۵ ساله ما از فیلترشکن استفاده می نمایند. اگر بخواهم تنها با یک جمله این آمار را توصیف کنم، باید بگویم ما دیگر با یک مسئله فناورانه مواجه نیستیم؛ با یک مسئله عمیق تربیتی، اجتماعی، حقوقی و حتی تمدنی مواجه هستیم.
این آمار از نظر حقوق کودک و آینده اجتماعی کشور چه پیامی دارد؟
در نگاه اول امکان دارد برخی بگویند «فیلترشکن فقط یک ابزار است.» اما برای یک کودک، فیلترشکن فقط یک نرم افزار نیست؛ اولین تجربه عبور از یک محدودیت است. کودک هنوز توانایی کامل تحلیل دستاوردهای رفتارش را ندارد. او نمی داند امنیت سایبری چیست، داده شخصی چیست، بدافزار چیست یا سوءاستفاده دیجیتال چه طور رخ می دهد. او تنها یاد می گیرد که برای رسیدن به هدف، باید محدودیت را دور بزند.
همین نقطه، شروع یک تغییر مهم در فرآیند جامعه پذیری است. ما سال ها در رابطه با آموزش صداقت، قانون مداری، مسئولیت پذیری و اعتماد اجتماعی صحبت کرده ایم، اما حال نسلی درحال رشد است که از همان سالیان ابتدائی زندگی دیجیتال، اولین تجربه حضورش در اینترنت با نصب فیلترشکن شروع می شود.
این فقط یک رفتار تکنولوژیک نیست؛ یک تجربه تربیتی است و آثار تربیتی آن امکان دارد خیلی ماندگارتر از خود استفاده از اینترنت باشد.
برخی تصور می کنند خردسالان فقط برای بازی، سرگرمی یا دسترسی به رسانه های اجتماعی از فیلترشکن استفاده می نمایند. چرا به اعتقاد شما این مساله فراتر از یک رفتار ساده دیجیتالی است؟
خطر دقیقا از همین ساده سازی شروع می شود. کودکی که از فیلترشکن بهره می برد، ناگهان وارد فضایی می شود که تقریبا هیچ سازوکار مؤثر و متناسب با سن او برای حمایت وجود ندارد. در خیلی از کشورها، خردسالان موقع ورود به فضای مجازی بوسیله سیستم های ایمنی، کنترل والدین، نسخه های مخصوص کودکان، پالایش محتوای خشن و آموزش سواد رسانه ای حمایت می شوند. اما هنگامی که کودک از فیلترشکن بهره می برد، بخش بزرگی از این سازوکارهای حفاظتی در عمل بی اثر می شوند. درنتیجه، کودک تنها نیست؛ بلکه بی دفاع است.
بی دفاع در مقابل چه؟
کودک امکان دارد در چند دقیقه با محتوای خشونت آمیز، پورنوگرافیک، تبلیغات شرط بندی، گروههای کلاهبرداری، جریان های افراطی، آموزش خودآسیب رسانی، اخبار جعلی یا الگوهای ناسالم سبک زندگی مواجه شود؛ بدون آنکه هنوز قدرت تحلیل انتقادی لازم را کسب کرده باشد. مغز کودک درحال رشد است. هر محتوایی فقط دیده نمی شود؛ بلکه شخصیت، هیجان، ارزش ها و حتی تصویر او از جهان را شکل می دهد.
مهم ترین تهدیدی که استفاده گسترده از فیلترشکن برای خردسالان و نوجوانان بوجود می آورد چیست؟
اگر بخواهم مهم ترین لطمه را نام ببرم، آن لطمه «عادی شدن نا امنی» است. کودکی که هر روز برای اتصال به اینترنت از ابزارهای ناشناس بهره می برد، به طور معمول نمی داند این برنامه ها چه اطلاعاتی از تلفن همراه او جمع آوری می کنند. خیلی از این نرم افزارها به مخاطبان، تصاویر، موقعیت مکانی، فایل ها و اطلاعات شخصی دسترسی پیدا می کنند. برای یک بزرگسال نیز این مساله خطرناک است؛ چه برسد به یک کودک.
شما از «عادی شدن ناامنی» صحبت می کنید. این مفهوم دقیقا چه تاثیری بر رشد و سبک زندگی خردسالان خواهد داشت؟
در کنار امنیت سایبری، سلامت روان نیز با تهدید جدی مواجه می شود. مطالعات جهانی نشان می دهند قرار گرفتن طولانی مدت خردسالان در معرض محتوای نامتناسب می تواند اضطراب، اختلال خواب، کاهش تمرکز، افت تحصیلی، احساس تنهایی، کاهش اعتماد به نفس، اعتیاد رفتاری و حتی افسردگی را افزایش دهد. ما نباید تصور نماییم لطمه فقط زمانی رخ می دهد که اتفاقی فاجعه بار بیفتد. گاهی آسیب، خیلی آرام، تدریجی و نامرئی است؛ درست مانند فرسایش.
در این شرایط خانواده ها تا چه اندازه مسئول اند و چه نقشی در پایین آوردن لطمه ها دارند؟
صادقانه بگویم، خیلی از والدین خودشان قربانی همین وضعیت هستند. وقتی پدر و مادر برای انجام ساده ترین امور روزمره نیز ناچار به استفاده از ابزارهای مشابه می شوند، طبیعی است که کنترل فرزند دشوارتر شود. ازاین رو نباید تمام مسئولیت را بر دوش خانواده گذاشت. امروز والدین بیشتر از هر زمان دیگری به آموزش نیاز دارند. خیلی از آنها نمی دانند چه طور گفتگوی مؤثر با نوجوان داشته باشند، چه طور اعتماد ایجاد کنند، چه طور محدودیت منطقی تعیین کنند یا چه طور از ابزارهای نظارت والدین بهره گیرند. ما به جای سرزنش خانواده ها، باید آنها را توانمند نماییم.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، خردسالان و نوجوانان امروز با چه چالش هایی در بزرگسالی مواجه خواهند شد؟
اگر امروز اقدامی جدی انجام ندهیم، چند سال دیگر با نسلی مواجه خواهیم شد که بخش مهمی از هویت اجتماعی و فرهنگی خویش را در محیط هایی شکل داده که هیچ گونه مسئولیت پذیری نسبت به سلامت روان، امنیت و رشد او نداشته اند.
این نسل احتمالا با چند خاصیت شناخته خواهد شد؛ از جمله: کاهش تمرکز و افزایش وابستگی به محرک های سریع دیجیتال، کاهش تعاملات واقعی و افزایش انزوای اجتماعی، افزایش لطمه های روانی، تضعیف اعتماد عمومی، گسترش کلاهبرداری های اینترنتی مقابل نوجوانان، عادی شدن تجاوز به حریم خصوصی و مهم تر از همه، کاهش احساس امنیت در فضای مجازی.
شما از تهدید سرمایه انسانی کشور صحبت می کنید. چرا مسئله فیلترشکن را باید فراتر از یک دغدغه فردی و در سطح یک مسئله ملی دید؟
بله ما در رابطه با آینده سرمایه انسانی کشور صحبت می نماییم. خردسالان امروز، پزشکان، مهندسان، معلمان، محققان و مدیران فردای ایران هستند. هر صدمه ای که امروز به رشد شناختی، هیجانی و اخلاقی آنها وارد شود، فردا هزینه ای ملی خواهد داشت.
از منظر حقوق کودک، دولت و سیاست گذاران چه مسئولیتی در قبال این وضعیت دارند؟
حقوق کودک تنها به آموزش و بهداشت محدود نمی گردد. امروز حق برخورداری از محیط دیجیتال ایمن نیز یکی از حقوق بنیادین خردسالان است. کودک باید بتواند از فناوری استفاده نماید، یاد بگیرد، خلاقیت داشته باشد و با جهان ارتباط برقرار کند؛ اما در محیطی که امنیت، کرامت و منافع عالی وی در مرکز سیاستگذاری قرار داشته باشد.
اگر سیاستهای عمومی به شکلی باشد که خردسالان ناچار شوند برای دسترسی به اینترنت از مسیرهای ناامن استفاده کنند، باید دستاوردهای این وضعیت با دقت ارزیابی شود و برای کاهش مخاطرات آن راهکارهای مؤثر اتخاذ گردد. تمرکز اصلی باید بر تامین هم زمان دسترسی، امنیت و پشتیبانی از کودک باشد؛ نه این که یکی به بهای از دست رفتن دیگری محقق شود.
برخی باور دارند ممنوعیت و محدودسازی به تنهایی راهگشا نیست. چه روشهایی می تواند به کاهش لطمه ها و افزایش امنیت خردسالان در فضای مجازی کمک کند؟
کاملاً درست است. هیچ جامعه ای فقط با ممنوعیت نتوانسته خردسالان را در فضای دیجیتال ایمن نگه دارد. چاره، یک بسته جامع است. نخست، آموزش سواد رسانه ای باید از دبستان شروع شود؛ نه بعنوان یک درس تشریفاتی، بلکه بعنوان مهارتی جهت زندگی. دوم، والدین باید آموزش ببینند. سوم، مدارس باید نقش فعال تری در آموزش امنیت دیجیتال ایفا کنند. چهارم، پلت فرم ها باید نسبت به حقوق خردسالان پاسخگو باشند و ابزارهای متناسب با سن را توسعه دهند. پنجم، پژوهش مستمر در رابطه با الگوی مصرف رسانه ای خردسالان ایرانی ضروریست تا تصمیم گیری ها بر پایه شواهد باشد.
و سرانجام، سیاستگذاری باید مبتنی بر گفت و گو با متخصصان حوزه کودک، روان شناسان، حقوقدانان، معلمان، خانواده ها و حتی خود خردسالان باشد.
اگر بخواهید تنها یک سفارش به والدین ایرانی داشته باشید، چه می گویید؟
فرزندتان بیشتر از آنکه به کنترل نیاز داشته باشد، به همراهی نیاز دارد. دنیای دیجیتال را از او نگیرید؛ اما او را در این دنیا تنها هم نگذارید. با او گفت و گو کنید. کنارش بنشینید. بازی هایی را که انجام می دهد بشناسید. رسانه های اجتماعی اش را بشناسید. از او سؤال بپرسید، نه فقط بازخواست. اعتماد بسازید، نه ترس. برای اینکه کودکی که احساس امنیت و اعتماد می کند، هنگام مواجهه با خطر نیز به خانواده پناه می آورد، نه به غریبه های فضای مجازی
و سخن پایانی؟
با یک نگرانی عمیق بحث را به پایان می رسانم؛ جامعه ای که برای آینده خود برنامه دارد، قبل از هر چیز از کودکانش محافظت می کند. امروز دیگر مرز میان جهان واقعی و جهان مجازی از بین رفته است. خردسالان در هر دو جهان زندگی می کنند. ازاین رو همان گونه که برای عبور از خیابان قوانین، چراغ راهنما و آموزش داریم، برای عبور خردسالان از بزرگراه های دیجیتال نیز باید قواعد، آموزش و حمایت مؤثر فراهم نماییم. موضوع فیلترشکن، فقط بحث یک نرم افزار نیست؛ مسئله آینده نسلی است که مقرر است فردای ایران را بسازد. اگر امروز امنیت، سواد رسانه ای، سلامت روان و حقوق دیجیتال خردسالان را جدی نگیریم، فردا ناچار خواهیم شد هزینه های خیلی سنگین تری را در عرصه آموزش، سلامت، امنیت اجتماعی و سرمایه انسانی بپردازیم. آینده از همین امروز شروع می شود و کیفیت آن، به نحوه حفاظت ما از خردسالان در زیست دیجیتال وابسته است.
منبع: طب اصیل

